مدیریت دانش و آشنایی اولیه با مفهوم آن

مدیریت دانش

مديريت دانش چيست؟

تمركز مديريت دانش، بر بهبود توانايي سازماني مي باشد. موفقيت در زمينه مديريت دانش نيازمند ايجاد يك محيط جديد كاري مي باشد كه دانش و تجربه بتوانند براحتي تسهيم شوند. براي تحقق اين مقصود، بايد فنـاوري و فرايند را مدنظر قرار داد. رفتارهاي سازماني بايد چنان همراستا شـوند كـه اطلاعـات و دانش، ادغام شده و به افراد مناسب و در زمان مناسب برسد تا بتوانند با بهره وري بيشتر عمل كنند.

اول از همه، مديريت دانش بايد افراد را به اطلاعات مـرتبط كنـد، و اين ارتباط شامل فرايندها و تشويق هايي است كه براي افراد نياز است تا نه تنها بـه هـم اعتماد كنند و از اطلاعات موجود استفاده كنند، بلكـه تجـارب و اطلاعـاتشـان را بـه پايگاه اطلاعاتي جهاني توزيع كنند. دوم اينكه، افراد بايد به افراد مرتبط شوند.

آنها بايـد قادر به يافتن همديگر بوده و براحتي كمك مورد نياز را جستجو كرده و دريافت كنند و سپس آن تجارب را منتشر كنند. اين امر بـه افـراد ايـن احـساس را مـي دهـد كـه آنهـا همه روزه در تحقق اهداف سازمان شـريكند. افـزايش بهـره وري، تـسريع در يـادگيري، اتخاذ تصميمات بهتر و سريعتر، افزايش توانايي براي توسعه، تقويت نـوآوري و ايجـاد انگيزه براي كاركنان.

مدیریت دانش

مدیریت دانش

تعريف مديريت دانش

تعريف مدیریت دانش مشكل است و هييچ تعر يف مشخص كـه بـه طـور جهـاني مورد توافق باشد وجود ندارد. يك مشكل معمول در تعريف مديريت دانش اين اسـت كه تعريف دانش به اندازهاي وسيع است كه تقريباً هر چيزي كه اجازه درك مفاهيمي را بدهد كه فرد براي كاركرد اثربخش در اين جهان بدان نياز دارد، مي تواند مديريت دانش ناميـده شـود.

ويژگي هاي مديريت دانش

  •  مديريت دانش با بكارگيري دانش روز به دانش و اطلاعات بشر اعتبار مي بخشد.
  • هوش سازماندهي را تقويت مي كند.
  • سازمان را در جهت انطباق با محيط و شرايط موجود توانمند مي سازد.
  • زمينة نوآوري پايدار و خلاّقيت بخشي به سازمان را فراهم مي نمايد.
  • سازمان را به شناخت مسائل روز و پاسخگوئي آنها با راه حل هاي جديد قادر مي سازد.
  • با استفاده از روشهاي سيستمي به رفع اشتباهات و اصلاح انحرافات ميپردازد.
  • جو آزادانديشي متناسب با سازماندهي و هدايت دانش جديد را خلق مينمايد.
  • جنبش نرم افزاري جهاني را گسترش مي دهد.
  • درك هدف هاي آرماني و بلندمدت را در محيط آزادي افكار تسهيل مي نمايد.
  • با ايجاد جو آزادانديشي و شكل گيري مديريت دانش از فساد و تباهي جلوگيري مي كند.
  • محيط رشد پردازش اطلاعات و دانش را سرعت مي بخشد.
  • مديريت تغييرات علمي و اجتماعي را ميسر مي سازد.
  • سازمان هاي دولتي، تعاوني و خصوصي را با دانش جديد سازگارتر، پوياتر و متعاملتر بار مي آورد.
مدیریت دانش

مدیریت دانش

اصول مديريت دانش

  1. دانش، نشأت گرفته از افراد است و در افكار افراد جاي دارد.
  2. تسهيم دانش مستلزم اعتماد است.
  3. فناوري، رفتارهاي دانشي جديد را امكان پذير مي سازد (منظور از رفتارهـاي دانـشي، رفتارهايي است به منظور خلق، توسعه، توزيع و غني سازي دانش)
    تسهيم دانش بايد تشويق و پاداش داده شود.
  4. حمايت مديريت و تخصيص منابع (براي مديريت دانش) ضروري است.
  5. دانش، ماهيتي خلق شونده دارد و تشويق افراد موجب ميشود كه دانش به شـيوهاي غير منتظره گسترش يابد.
  6. برنامه هاي مديريت دانش بايد با برنامهاي آزمايشي آغاز شود
مدیریت دانش

مدیریت دانش

۱۰ اصل مهم از مدیریت دانش

  1. مديريت دانش، مستلزم سرمايه گذاري است. دانش يك دارايي است، اما اثربخشي آن مستلزم سرمايه گذاري در دارايي هاي ديگر نيز هست. همچنين بخش زيادي از فعاليت هاي مديريت دانش، نيازمند سرمايهگذاري است؛ به عنوان مثال آموزش كاركنان فعاليتي است كه به سرمايه گذاري نيازمند است.
  2. مديريت اثربخش دانش، نيازمند پيوند انسان و فناوري . است انسان و رايانه هر كدام توانايي خاص خود را دارند. به عنوان مثال، رايانه ها مي توانند اطلاعات را سريع پردازش كنند اما قدرت آنها محدود به داده ها و اطلاعات است، ولي دانش در ذهن انسان است و فقط در آنجا پردازش مي شود. از آنجا كه دانش مبتني بر داده و اطلاعات است، اين دو در ارتباط با هم مي توانند مؤثر باشند. لذا سازمان ها براي مديريت اثربخش دانش نيازمند راه حل هايي هستند كه انسان و دانش را با هم پيوند بزند.
  3. مديريت دانش، سياسي است. بر كسي پوشيده نيست كه دانش قدرت است و لذا نبايد جاي تعجب باشد كه هر كس كه دانش را مديريت كرده كه كار سياسي انجام داده است. اگر دانش در ارتباط با قدرت، پول و موفقيت است، پس بنابراين در ارتباط با گروه هاي فشار، توطئه و دسيسه و تعاملات سياسي نيز مي باشد. داونپورت معتقد است كه اگر در روند و حول و حوش مديريت دانش شاهد ظهور پديده هاي سياسي نباشيم، مي توان به اين نتيجه رسيد كه چيزي با ارزش رخ نداده است. بعضي از مديران فعاليت هاي سياسي را نكوهش ميكنند. اما مديران دانشي بايد تيزبين و سياستمدار باشند. آنها بايد فرصت هايي براي يادگيري در سازمان خلق كنند.
ادامه
  1. مديريت دانش به مديران دانش نيازمند است. مقصود داونپورت از مديران دانش مديراني هستند كه مي توانند دانش هاي نهفته را دريافته و براي آن ارزش و اعتبار قائل شوند و اين موضوع در بخش دولت مهم تر است. مديران دانش بايد ادره كنندگان خوبي براي دانش باشند.
  2. مزاياي مديريت دانش، سرچشمه گرفته از ترسيم دانش است. ترسيم دانش به ترسيم نقشه هاي ذهني افراد منجر مي شود. هر كدام از ما براساس نقشه هاي ذهني خود عمل مي كنيم. نقشه ها و مدل هاي ذهني افراد در واقع به منزله فيلترهاي مفهومي هستند كه مي گويند چه اطلاعاتي را چگونه ببينيم.
  3. تسهيم و بكارگيري دانش، ذاتي نيست. اگر دانش، منبع با ارزشي است و قدرت را به همراه خود مي آورد، چرا بايد آن را تسهيم نمود؟ مديران دانشي كه فرض مي كنند انسانها بهطور طبيعي به اين گرايش دارند كه دانش خود را اندوخته و ذخيره كنند، موفقتر از آنهايي هستند كه چنين تصوري را ندارند. ما ممكن است وارد شدن ديگران به دانش خود را به عنوان يك تهديد به حساب آوريم. مگر آنكه در اين زمينه اعتماد لازم ايجاد شده و شديداً برانگيخته شده باشيم.
ادامه
  1. مديريت دانش به معني بهبود فرايندهاي كاردانش است. بهبود كار دانشي مستلزم اين است كه دخالت هاي از بالا به پايين كمتر شود. كاركنان بايد آزادي عمل و استقلال لازم را در كار خود داشته باشند، تا بتوانند دانش هاي خود را در راستاي حل مسائل و تصميم گيري ها به كار بگيرند.
  2. دستيابي به دانش، تنها شروع كار است. دستيابي به دانش مهم است، اما موفقيت مديريت دانش با آن تضمين نمي شود. دانش را بايد به كار گرفته و در فرايندهاي سازماني وارد كرد به گون هاي كه منجر به بهبود عملكرد سازماني شود. براي موفقيت اين امر نيز بايد انگيزه هاي لازم را در افراد ايجاد نمود.
  3. مديريت دانش هيچگاه به پايان نمي رسد. ممكن است مديران دانش تصور كنند كه اگر آنها توانست هاند دانش سازماني را تحت كنترل خود بگيرن د كار به پايان رسيده است. هيچ وقت نميتوان تعيين كرد كه چه زماني براي پايان دادن به مديريت دانش كافي است، همانطوري كه در مورد مديريت منابع انساني نيز نمي توان چنين كاري كرد، زيرا نيازهاي دانشي ما همواره تغيير مي كنند.
  4. مديريت دانش، نيازمند يك قرارداد. دانشي است اگر دانش منبع مهمي است، مي طلبد كه توجه قانوني خاصي به آن بشود. آيا تمام دانشي كه در ذهن كاركنان نهفته است متعلق به آنها است، آيا آن ها مالك تمام دانش خود هستند، درصد كمتري از سازمانها به اين پرسشها پاسخ داده اند، در قراردادهاي دانش بايد اين موارد روشن شود.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *